ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

132

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

مىرفت و گاه نزد شاه مازندران . در سال 552 با ده هزار سوار از كسانى كه از مؤيد انحراف جسته بودند از مازندران آهنگ خراسان نمود و در نسا و ابيورد اقامت جست . مؤيد بر سر او راند و لشكرش را پراكنده ساخت و لشكرگاهش را به غنيمت گرفت و ايتاق خود به مازندران گريخت . در مازندران ، ميان رستم بن على بن شهريار پادشاه آن ديار و برادرش على كشمكش بود ، ايتاق جانب رستم را گرفت و او در جنگ با برادر پيروز شد و برادر را براند . ايتاق پى در پى به خراسان مىآمد و دست به كشتار و آشوب و غارت مىزد . از جمله شهر اسفراين را ويران كرد . خاقان محمود بن محمد و مؤيد او را به اطاعت خويش فرا خواندند ولى او همچنان راه خلاف مىپيمود . در ماه صفر سال 553 لشكر به جنگش فرستادند . ايتاق به مازندران گريخت . آن دو از پى او رفتند . رستم شاه مازندران به آن دو اظهار اطاعت نمود و اموال بسيار و هدايا فرستاد . از او بپذيرفتند و بازگشتند . ايتاق پسرش را به عنوان گروگان بفرستاد . ايتاق نيز در جرجان و دهستان و اعمال آن مقام كرد . منازعه ميان سنقر عزيزى و مؤيد و كشته شدن او سنقر عزيزى از امراى سلطان سنجر بود كه با مؤيد در دل كينه داشت . چون مؤيد سرگرم فرونشاندن فتنهء ايتاق بود ، سنقر از لشكر سلطان محمود بن محمد به هرات رفت و آنجا را بگرفت . در آنجا جماعتى از تركان بودند ، او را اشارت كردند كه از ملك حسين پادشاه غور يارى خواهد و به دو استظهار جويد . ولى او سرباز زد كه هواى خودكامگى در سر داشت ، زيرا مىديد هر يك از امرا مىكوشند رأى خود بر سلطان تحميل كنند . مؤيد او را در هرات محاصره كرد و تركانى را كه با او بودند به وعده بنواخت ، آنان نيز سنقر را رها كرده به فرمان او در آمدند و بىخبر و بناگاه او را كشتند . سلطان محمد هرات را بگرفت . بقاياى لشكر سنقر به ايتاق پيوستند و بر طوس و روستاهاى آن غلبه يافتند و همه جا را ويران كردند . و اللّه تعالى اعلم . بار ديگر بازگشت غزان به خراسان و ويران شدن نيشابور به دست مؤيد آىابه غزان پس از كشتار و تاراج خراسان در بلخ مقام كردند و از قتل و تاراج در خراسان دست بازداشتند . در خراسان اتفاق كلمه‌اى حاصل شد و همه گردن به فرمان خاقان محمود بن محمد نهادند و امور دولت او در دست مؤيد اىابه بود . در ماه شعبان سال 553 غزان از بلخ به مرو راندند و مؤيد به دفع ايشان لشكر برد جماعتى از ايشان را كشت و تا مرو به تعقيبشان پرداخت و به سرخس رفت . در آنجا با خاقان